محمد مفيد مستوفى بافقى

16

جامع مفيدى ( فارسى )

گردد و با او بيعت نكنيم . و كسرى نامى را از ملوك عجم بشاهى بنشاندند و با او بيعت [ a 13 ] كردند و ميان ايشان و بهرام گور رسل و رسايل متواتر گشت و لشكر از دو طرف در حركت آمده بنزديك يكديگر رسيدند و بعد از گفتگوى و مناظرهء بسيار رايها بر آن قرار گرفت كه دو شير گرسنه را قريب به يكديگر ببندند و تاج در ميان آن دو شير گذارند و بهرام كه مدعى پادشاهيست هرگاه آن تاج را از ميان دو شير برون آرد پادشاهى بلامنازعى بر او مسلم باشد . و چون در ميعاد مقرر بهرام در حضور اركان دولت و اعيان حضرت بدستور معهود بعد از كشتن شيران تاج را برداشته بر فراز تخت برآمد و تاج شاهى را بر سر گذاشت اول كسرى با او بيعت كرد و بعد از آن امرا و سران سپاه حلقهء اطاعتش در گوش و غاشيهء متابعتش بر دوش گرفتند . چون سلطنت بر او قرار گرفت ابواب عدل و احسان بر روى رعايا گشوده برايا در مهد امن و امان غنودند ، چه بهرام پادشاه عادل باذل كامكار و شهريار شديد - البطش عاليمقدار بود و بصيد و شكار و عيش و انبساط راغب و مدت شصت و سه سال پادشاهى كرد . او را پسرى آمد ، يزدگرد نامش كرد و يزد را باقطاع او داد و در وجه دايه و دبيرستان او نهاد و چون شاهزاده يزدگرد [ b 13 ] بيست ساله شد با حرم و خاصگيان متوجه فارس شد و از آنجا به يزد آمد و بنايان را مأمور گردانيد كه عمارت يزد را باتمام رسانند و از همه ممالك خانه كوچ طلب فرمود و در يزد مقيم گردانيد و دو سرهنگ همراه داشت : يكى را بيدار و ديگرى [ را ] عقدار ميگفتند ، و ايشان هريك دهى احداث كردند . بيدار بيده و عقدار عقدا را . و گويند كه ميبد [ را ] سرهنگى ديگر از سرهنگان يزدگرد احداث نمود و اين سه ديه كه مذكور شد در كنار درياى ساوه كه در حوالى يزد بود بنا شده و اين دريا از ساوه تا همدان و يزد كشيده بود و ديه بارجين بندر آن دريا بود . و از علامات تولد ظهور حضرت رسالت پناه محمّدى صلوات اللّه عليه يكى آن بود كه در شب مولود آن حضرت آب اين دريا خشك شد ، دوم خاموش شدن تمام آتشكده‌ها خصوصا آتشكدهء فارس ، سوم فروريختن چند كنگره از شرفات طاق كسرى چنان كه گفته‌اند ، بيت :